مقدار مواد داروی جامع

بنا به درخواست دوستان، در مورد مقدار مواد داروی جامع بیشتر توضیح میدم:

در مرحله داروی جامع، اول باید اینو مشخص کنیم که آیا مشکل پوستی داریم یا نه؟ آکنه، جوش، خارش پوست و...مشکلات پوستی حساب میشن.

اگر مشکل پوستی داریم، فلفل سفید رو نباید استفاده کنیم و مقدار زعفران رو هم باید کم کنیم.

مثلا خودِ من چون صورتم جوش میزد، به دستور آقای حسینی اصلا فلفل سفید استفاده نکردم و مقدار زعفران رو خیلی کم کردم. یعنی در کل دوره ی داروی جامع فقط 4گرم زعفران خوردم. روزی یک دهم گرم. تقریبا اواخر دوره ی چهل روزه ام، دیگه مجبور شدم کلا زعفران رو از داروی جامع حذف کنم. چون با خوردنِ یک ذره زعفران صورتم جوش می زد.

پس شما هم اگه مواد داروی جامع رو تهیه کردید، از همون اول، همه مواد رو با هم مخلوط نکنید. اگه فکر می کنید که مشکل پوستی ندارید، چند روز اول رو با فلفل سفید و زعفران بخورید، اگه باز هم مشکل پوستی نداشتید میتونید روزهای بعد هم همینطور ادامه بدید.

من در کلِ دوره ی داروی جامع، از سنبل الطیب، عاقرقرها، هل سیاه، بنج، خربق سیاه(بجای خربق سفید)، از هر کدوم حدود 35 گرم و فرفیون حدود 70 گرم استفاده کردم. زعفران رو هم حدودا 4گرم خوردم و فلفل سفید رو اصلا استفاده نکردم.

این مقدار مواد برای چهل روز کمی زیاده ولی وقتی دوره 40 روزه ی داروی جامع تموم میشه و مرحله بعد رو شروع میکنیم، نباید داروی جامع رو قطع کنیم بلکه باید تا دو هفته ی دیگه هم داروی جامع رو همزمان با مرحله بعدش ادامه بدیم.

مواد رو پودر می کنیم. برای چند روز اول، دارو رو درست میکنیم، مثلا از هر کدوم مواد، 3 گرم و از فرفیون 6گرم با هم مخلوط کنید. حالا از مواد مخلوط شده، روزی 5 گرم(حدود 2ونیم تا 3 قاشق چایخوری) بصورت زیر میخوریم:

روز اول که دارو آماده شد فقط شب، تقریبا 2.5 گرم از پودرهای ترکیب شده رو با دو برابر وزنش(حدود 5 گرم) عسل، داخل یه لیوان آبگرم میریزیم و میخوریم.

روز دوم باید ظهر و شب دارو رو به این شکل آماده کنیم و بخوریم. در هر نوبت 2.5 گرم.

از روز سوم به بعد باید داروی جامع در سه نوبت خورده بشه: شب قبل از خواب، صبح بعد از صبحانه و ظهر یکساعت بعد از نهار. یعنی باید در هر روز،  5گرم از داروی جامع رو تقسیم به 3 کنیم و هر قسمت رو در یک وعده بخوریم.

یه نکته اینکه: 2گرم از این مواد، تقریبا میشه یک قاشق چایخوری.

توضیحات بیشتر رو در پست " مرحله سوم: داروی جامع " در وبلاگ نوشتم.

خواص برخی مواد مرحله دهم

كتاب طب الائمه: از علي ‌بن موسي الرضا عليه‌السلام كه فرمودند شنيدم از پدرم حضرت موسي بن جعفر عليه السلام كه كسي به ايشان شكايت كرد از بيماري، اطباء حاضر توصيف كردند براي حضرت از عجايب ادويه.

پس حضرت فرمودند چرا راه دور مي‌رويد. قناعت كنيد به هليله زرد و رازيانه و شكر روزي 5 درهم (15 گرم ناشتا)3 روز متوالي در سه ماه متوالي در ابتداي گرما و در زمستان همان برنامه ولي بجاي رازيانه از مصطكي استفاده شود. امام عليه‌السلام فرمودند كسي كه اين دستور را اجرا كند در آن سال اصلاً ‌بيمار نخواهد شد.

رازيانه، مصطكي از ديدگاه گياه درماني:

طبيعت رازيانه گرم و خشك افعال و خواص آن عبارتند از: باز كنند مجاري سينه، كبد و طحال و كليه و مثانه و مسكن دردهاي آنها كه دراثر سردي باشد. مقوي معده و باصره است.

مصطكي:

طبيعت آن سرد است.

دارويي است ملطف يعني لطيف كننده اعضاء بدن اگر مقداي از اين صمغ را با مقداري صبر زرد مخلوط كرده و بجوند رطوبات زياد مغز، سر و رطوبت زيادي پرده‌هاي مننژ را جذب مي‌نمايد.

اگر مقداري از اين مخلوط را به افرادي كه سردردهاي سرد مزاج دارند بدهيم بطوري كه صبر زرد يك پنجم مصطكي باشد براي آنان مفيد خواهد بود.

بوييدن مصطكي وسواس را از بين مي‌برد و ماليخوليا را تخفيف مي‌دهد. مصرف آن با كندر هوش و حافظه را زياد مي‌كند.

افرادي كه بيماري كزاز مبتلا شده‌اند چنانچه ضمن مصرف داروهاي خوراكي و ضمادي ديگر با آب طبخ شده مصطكي ماهيچه‌هاي گرفته شده‌ي آنان را ماساژ دهند گرفتگي برطرف خواهد شد و در معالجه بيماري موثر خواهد بود. اگر در گوش كسي ورمي پيدا شود يا غده‌اي باشد كه سبب سنگيني گوش يا كري گردد بايد مقداري مصطكي را در آب جوشانيده و پس از سرد شدن روزي دو سه بار سه قطره از آنر ا در گوش بچكانند غده را باز و سنگيني يا كري را بر طرف مي‌سازد.

اين عمل را با روغن كنجد هم بجوشانند براي سنگيني گوش مفيد است.

افرادي كه گوشت پاي دندانهايشان رفته باشد و لثه‌هاي آنها سست شده باشد اگر روزانه مقداري مصطكي بجوند پاي دندانها گوشت مي‌آورد و لثه‌ها سالم و محكم مي‌گردند.

مقدار خوراكش 5 گرم است.

مقوي قوي و اعضاي رئيسه بدن مثل معده، كبد، كليه‌ها و روده‌ها و مغز و تقويت كننده حافظه و برطرف كننده سوء هضم و ورم‌هاي دستگاههاي مختلف بدن مي‌باشد.

با توجه به خواص متنوع گياهان در جمع‌بندي فوق‌الذكر و تقويت اكثر سيستم‌هاي مختلف بدن، بيمار شدن تعجب‌آور است زيرا اغلب بيماريها حاصل از ضعف عمومي بدن مي‌باشد.

 

«طرخون»

طبيعت آن گرم است.

خواص ـ ‌كاربرد:

اين گياه را همراه با سبزيجات مي‌خورند و در مقدار زيادتر مصرف درماني نيز دارد.

گياهي است،‌دفع كننده گازها و اخلاط بدن، مقوي معده، كم كننده رطوبات اضافه بدن، جويدن آن دهان را خوشبو مي‌كند. قدرت دماغ را در برابر بعضي ويروس‌ها مانند: ويروس آبله و باكتري‌حصبه زياد مي‌كند و چنانچه طرخون خشك را با رازيانه دم كرده ميل كنند قدرت اثر آن دو چندان مي‌شود.

افراد گرم مزاج نبايد در خوردن آن افراط نمايند. مقدار خوراك آن خشك شده‌ي آن به صورت دم كرده دو تا چهارمثقال است و به صورت تازه همراه با سبزيجات به طور معمول است. عاقرقرها همان ريشه طرخون است كه خواص و مقدار خوراك آن 5 گرم است.

ريشه‌ي آن در لكنت زبان مصرف دارد. كاربرد ديگر آن در لرزش و فلج و در افراد سرد مزاج تقويت نيروي جسمي است.

كندر

قال رسول الله صلي الله عليه و آله: ما أنبت الحرمل من شجره و البان و لاثمره الا و ملك موكل بها حتي تصل الي من وصلت اليه او تصي حطاماً. و ان في أصلها و فرعها نشره و أن في حبها الشفاء من اثنين و سبعين داء، فتداووا بها و بالكندر.

ترجمه: از حضرت رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم چنين آمده است كه هيچ برگ و ميو‌ه‌اي از اسپند نمي‌رويد مگر از هنگام رويش و خشك شدن و مصرف آن فرشته‌اي موكل آن است؛ مداوا كنيد بيماران خود را با اسپند و كندر زيرا كه هفتاد و دو دوا در آنها است.

كندر صمغ درختي است خاردار حدود دو متر است و در نواحي گرم زمين مي‌رويد. بهترين نوع كندر آن است كه خالص و تازه و نرم باشد ظاهري سفيد داشته و زود شكسته نمي‌شود و هنگامي كه آن را مي‌شكنيم داخل آن چسبنده و زرد و طلايي رنگ باشد.

براي داخل كردن كندر در معاجين، ابتدا كندر را در عرق رازيانه مي‌خيسانند سپس در معجون داخل مي‌كنند.

طبيعت كندر گرم و خشك است اين دارو مقوي قلب، مقوي حافظه، جلب كننده رطوبات دماغي، صاف كننده صدا در افرادي كه خواننده هستند ، برطرف كننده خفقان و معالج سرفه مزمن رطوبي است. اگر كندر با عسل خورده شود فراموشي و ضعف حافظه را مرتفع مي‌كند. مقوي دندان و لثه است. چنانچه مقدار يك مثقال از آن را در آب حل كرده و چند روز ناشتا ميل كنند زيادتي بلغم و كندي ذهن را برطرف مي‌كنند و اگر مقداري از آن را با سرمه مخلوط و در چشم بكشند سبب شفافيت چشم مي‌شود و اگر در چشم قرحه يا جراحتي باشد معالجه خواهد كرد.

خوردن كندر با شكر ني سبب تقويت دستگاه گوارش مي‌شود و نفخ آن را نيز زايل مي‌گرداند. خوردن كندر با آب سرد در افرادي كه اسهال و استفراغ دارند اسهال را بند واستفراع را قطع مي‌كند.

در بيماري وجع يا مرميقيا يعني مرضي كه شخص تصور مي‌كند در روي پوست او مورچه يا حشره‌اي دارد راه مي‌رود و حجامت و كندر داروي بسيار خوبي است كه به تجربه رسيده است مقدار خوراك كندر 5/2 تا 5 گرم است كه مي‌توان این مقدار را به تنهايي يا با عسل يا با صمغ عربي يا دارويي ديگر مخلوط و مصرف كرد. معمولاً كندر با عسل و صمغ عربي از هر كدام يك مثقال (عسل بيشتر باشد مانعي ندارد) را مخلوط كرده و ناشتا مي‌خورند، در افراد كند ذهن صفراوي مزاج يك مثقال كندر را با يكي دو مثقال پوست هليله‌زرد مخلوط كرده و در دو وعده مي‌خورند و اين عمل را مي‌توان چندبار در روز تكرار كرد.

به مدت بيست روز كندي ذهن را مرتفع مي‌سازد(يك مثقال كندر و دو مثقال پوست هليله زرد يك خوراك است). گاهي نقطه‌اي سرخ يا كبود رنگ در روي سفيدي چشم پيدا مي‌شود كه آن را طرفه نامند حال اگر دود كندر به چشم دهند آن لكه برطرف مي‌گردد.

در چشم تو اي كه طرفه ظاهر باشد                 زين نقطه‌ ،ترا غبار خاطر باشد

چون ديـده خود، بدود كنــدر دادي                     گر دفع نگردد از تو نادر باشد

 

خواصّ كُندُر در روايات

پيامبر خدا(ص): بر شما باد كُندُر؛ زيرا آن سان كه انگشتان، عرق را از پيشاني پاك مي كنند، پشت را محكم مي كند، عقل را افزون مي كند، ذهن را ذكاوت مي دهد، چشم را جلا مي بخشد و فراموشي را از ميان مي برد.

پيامبر خدا(ص):- خطاب به امام علي (ع)- : اي علي! سه چيز بر حافظه مي افزايد و بلغم را مي برد: كُندُر ، مسواك و قرائت قرآن.

امام علي(ع): جويدن كُندُر ، دندان ها را استحكام مي بخشد ، بلغم را مي راند و بوي دهان را مي برد .

كنز العمّال – به نقل از عبدالله بن جعفر- : مردي نزد علي بن ابي طالب (ع) آمد و از فراموشي، اظهار ناراحتي كرد. فرمود:« بر تو باد كُندُر؛ چرا كه دل را شجاعت مي بخشد و فراموشي را از ميان مي برد».

امام صادق(ع): پيامبر (ص) عسل مي خورد و مي فرمود:« نيز[قرائت] آياتي از قرآن و جويدن كُندُر بلغم را از ميان مي برد».

امام رضا(ع): فراوان كُندُر بخوريد. آن را در دهان نگه داريد و نيك بجويد، براي من، جويدن آن، دوست داشتني تر است؛ چرا كه بلغم معده را پاك مي كند، عقل را استحكام مي بخشد و غذا را گوارا مي سازد.

پيامبر خدا(ص): به زنان باردار خود، كُندُر بدهيد؛ چرا كه عقل كودك را افزون مي كند.

اکتوفرون بجای بتافرون

نمیدونم خبری از بتافرون دارید یا نه؟! بتافرون کمیاب(شاید هم نایاب) شده!

دو سه ماه پیش که دوباره چند روزی بتافرون کمیاب شده بود، دکترم گفت: "آره بتافرون کمیاب شده، حالا شاید این ماه هم بتافرون پیدا کنی ولی شاید دیگه بعد از این، اصلا بتافرون گیرت نیاد و توی هیچ شهری پیدا نشه!"

منم شونه بالا انداختم و گفتم: "فوقش دیگه بتافرون نمیزنم و قطعش میکنم!"(من زیاد اعتقادی به بتافرون ندارم. اصلا فکر میکنم که توی آمپولش آب ریختن که هیچ تاثیری برام نداره!  ولی دکترم میگه نباید دارو رو قطع کنی و حسابی ما رو ترسونده، بهمین خاطر فعلا بتافرون رو قطع نکردم)

در جواب حرفی که زدم، دکتر یه جوری با غضب نگام کرد که خودم سریع گفتم: "بله اصلا نباید دارو رو قطع کنیم، حالا اگه بتافرون گیرمون نیومد چیکار کنیم؟"

دکتر: "اگه بتافرون پیدا نکردی باید داروت رو عوض کنی ، نری زیفرون بگیری، من زیفرون رو اصلا تایید نمیکنم! ولی اکتوفرون بد نیست. مواد اکتوفرون از خارج میاد و توی ایران آماده ش می کنند. اکتوفرون هم خوبه."

ما از داروخونه ها هم سوال کردیم، بهمون گفتن که اکتوفرون همون بتافرونه و هیچ فرقی نداره. موادش از آرژانتین میاد ولی توی ایران آمپولش رو آماده می کنن.

حالا تا آبان ماه بتافرون رو پیدا کردیم. ولی برای آذر ماه، بتافرون یافت می نشود! یکی دو هفته ست که اصلا بتافرون پیدا نمیشه. من بیستم هرماه داروم تایید میشه و میتونم باکس 15تایی بتافرون رو بگیرم. 20آذر که برای خرید بتافرون رفته بودیم، بهمون گفتن که اگه بتافرون پیدا کردید، سلام ما رو هم بهش برسونید!!

ما هم کلی گشتیم ولی مثل اینکه جناب بتا، اجازه ی ورود به کشور نداشتند و پشت خطوط مرزی اسیر شده بودند!

بعد از کلی انتظار فهمیدیم که جناب بتا زیر لفظی می خواسته که تشریف فرما بشه به داخل کشور!

من بتافرون رو تا آبان ماه با قیمت حدود 370 هزار تومن می خریدم. یعنی یک جعبه 15 تایی(برای یکماه) 370 هزار تومن بود. حالا بعد از چند روز بهمون خبر رسید که جناب بتا، توی بازار آزاد و بدون بیمه با قیمت گزافی موجود هستند و اگه یه خرده سرِ کیسه رو شل تر کنیم بتافرون بهمون میرسه! دونه ای 75 هزار تومن ناقابل! با یه حساب سرانگشتی اینجوری میشه: در ماه باید 15 تا بتافرون تزریق کنم، میشه ماهی یک میلیون و 125 هزار تومن!!

یعنی داروخونه ها بتا نداشتند و مجبور بودیم توی بازار آزاد و بدون بیمه بخریمش!

تازه بهمون گفتن که ممکنه برای یکماه، کمتر از 15تا بدستتون برسه! و این یعنی هر روز استرس داشته باشی که آیا امروز آمپول بهم میدن یا نه!

نوبره والا! نه اینکه قیمتش خیلی پایینه!! استرس تهیه دارو هم داشته باشیم!

خلاصه ما هم خطاب به جناب بتا گفتیم که: خواستی بیا، نخواستی نیا! دیگه مفت هم بیای، قبولت نداریم!

بعد رفتیم دارو رو تغییر دادیم به اکتوفرون.

عِرق ملی مون بهمون میگه که فریاد شادی سر بدیم که توی کشور خودمون هم مشابه بتافرون ساخته میشه.

چند روز پیش باکس اکتوفرون رو تحویل گرفتم. قیمت اکتوفرون تقریبا یک سوم قیمت بتافرونه.

ولی خودمونیم ها! خداییش آمپول های بتافرون شیک تر بود! بسته بندی و شکل و طرز آماده سازیش خیلی باکلاس تر بود!  یادمه پارسال اولین بار که میخواستم بتافرون تزریق کنم، هر جا که آمپول رو می بردیم، همه میگفتن ما بلد نیستسم از این آمپول ها تزریق کنیم!

شکل بتافرون با آمپول های معمولی خیلی فرق داشت و آمپولش عجیب و غریب به نظر می رسید، ولی شکل آمپول های اکتوفرون، معمولی به نظر میرسه. مثل آمپول های معمولیه که همه جا تزریق می کنن. اکتوفرون دو تا سوزن داره که با یکیش باید آب مقطر رو بریزیم توی ویال و بعد بکشیمش توی سرنگ. و بعد سوزن رو عوض میکنیم و سوزن تزریق رو وصل میکنیم.

 

اولین اکتوفرون رو که میخواستم تزریق کنم، کمی می ترسیدم. آخه توی سایت ام اس سنتر دیدم که پارسال، چند نفر از اعضای سایت نوشته بودن سر سوزن زیفرون ضخیمه و پیستون سرنگش خیلی سفته و تزریقش دردناکه و...ولی فکر کنم توی این یکسال، بعضی از مشکلات زیفرون رو هم رفع کردن. خلاصه منم می ترسیدم که نکنه اکتوفرون هم مثل زیفرون باشه! ولی نه، سر سوزن اکتوفرون خیلی خوب و ظریفه. پیستونش هم خیلی روانه. عین بتافرونه. خداییش از لحاظ سوزن و سرنگ و قیمتش، من که راضی بودم. حالا خدا کنه موادش هم برامون خوب باشه.

دکترم گفت که باید اکتوفرون رو هم مثل بتافرون کم کم شروع کنم تا بدنم عادت کنه. اول یک چهارمشو تزریق کنم، بعد نصفشو، بعد سه چهارمشو و بعد هم کامل تزریقش کنم.

راستی خبر رسیده که الان دوباره بتافرون رو وارد می کنند و دوباره میتونید با بیمه توی داروخونه ها بخریدش. ولی بهرحال من عطایش را به لقایش بخشیدم و دیگه کلا با بتافرون کاری ندارم!

حالا با توکل به خدا دارم اکتوفرون میزنم. انشاءالله برامون خوب باشه و همه ی کسانی که بتافرون میزدند، بتونن اکتوفرون رو جایگزین بتافرون کنند و نتیجه خوب بگیرند.

به امید شفای همه بیماران...