چقدر بهت نیازمندم خدا! در مقابل تو چقدر کوچیکم!...

...

خدایا من یه تصمیم بزرگ گرفتم. یه تصمیم خیلی بزرگ... میخوام یه کاری انجام بدم. چند وقتی بود که به انجام اینکار فکر میکردم ولی همیشه خودمو برای انجام اینکار کوچیک میدیدم!

اما الان دیگه میخوام انجامش بدم! هر چقدر هم اون کار بزرگ باشه! هر چقدر هم من کوچیک باشم!

میخوام انجامش بدم چون باید انجامش بدم! میدونم که من قدّ این حرفها نیستم که تنهایی این کارو بکنم! ولی اگه تو کمکم کنی، منم قدّ این حرفها میشم!

...

خدایا راهی طولانی در پیش دارم و باری سنگین بر دوش... من باید این بار سنگین رو به مقصد برسونم!...

ولی خدایا من فقط یه انسانم! یه انسان از جنس خاک! شونه های خاکی من، تحمل این بار سنگین رو نداره... مگر اینکه تو کمکم کنی!

وقتی میخواستم این تصمیمو بگیرم، از خودت اجازه گرفتم. تو اجازه دادی و با رضایت لبخند زدی... گفتم: خدایا این کار خیلی بزرگه. می ترسم! و تو گفتی: من از همه چیز بزرگترم!نترس! من با توام...   و من دیگه نترسیدم و تلاشمو شروع کردم...

حالا قدم اول رو برداشتم. تا همین جا هم که اومدم، هر وقت به کمک نیاز داشتم تو دستمو گرفتی. هر جا کم آوردم و زمین خوردم، تو از زمین بلندم کردی...

نمیدونم تا رسیدن به هدفم چند قدم باید برم ولی میدونم اگه تو کمکم کنی، راهم آسون میشه!

خدایا خودت گفتی وقتی میخواین کاری بکنین، اول عاقلانه فکر کنین، بعد مشورت کنین، بعد تصمیمی بگیرین که فکر میکنین درسته، بعد برای خواسته تون تلاش کنین، بعدش هم توکل کنین و نتیجه رو بذارین خدا تعیین کنه...

خدایا! منم برای این هدف بزرگم، اینکارها رو کردم. نتیجه ش با خودت...

خدایا فعلا فقط یه قدم راهمو رفتم! برای قدمهای بعدی بازهم بهت نیاز دارم.بیشتر از قبل!  خدایا بازهم دستمو بگیر...

...

دوستان! ازتون دعا میخوام! دعا از ته دلتون! دعا کنید تلاشم نتیجه ی خوب بده. خواهش میکنم برام دعا کنید...